دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی continual به فارسی
پیدرپی، مکرر، پشت سر هم (ولی به طور منقطع)
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
شکلهای دیگر: continuall obsolete
In careful usage, continual refers to repeated actions, while continuous refers to uninterrupted actions. This distinction is not observed in informal usage.
ریشهشناسی
From Middle English continuel, from Old French continuel, from Latin continuus.
صفت
پیدرپی، مکرر، پشت سر هم (ولی به طور منقطع)
Recurring in steady, rapid succession.
He continually interrupted my speech.
او مکررا نطق مرا قطع کرد.
مداوم، پیوسته، بیوقفه
Seemingly continuous; appearing to have no end or interruption.
The continual noise from the construction site was very annoying.
سر و صدای مداوم از محل ساختوساز بسیار آزاردهنده بود.
مسلسل، زنجیرسان، یک بند
Forming a continuous series.
Continual storms battered the coast.
توفانهای پی در پی به ساحل کوبیدند.
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه continual را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.