دیکشنری انگلیسی به فارسی

معنی configure به فارسی

به طور خاصی قرار دادن یا آراستن، هماراستن، هماراست کردن، به طرز خاصی ساختن

بریتانیایی: /kənˈfɪɡ.ər/ آمریکایی: /kənˈfɪɡ.jɚ/

راهنمای خواندن و تمرین تلفظ

همهٔ معنی‌ها و مثال‌های این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژه‌های وب‌سایت محدود است؛ برای جست‌وجوی واژه‌های بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.

ریشه‌شناسی

From Old French configurer, from Latin configurare.

فعل

سوم‌شخص مفرد
configures
وجه وصفی حال
configuring
گذشته ساده
configured
اسم مفعول
configured
۱.

به طور خاصی قرار دادن یا آراستن، هماراستن، هماراست کردن، به طرز خاصی ساختن

گذرا

To set up or arrange something in such a way that it is ready for operation for a particular purpose, or to someone's particular liking.

You need to configure the settings before using the new software.

شما باید تنظیمات را قبل از استفاده از نرم‌افزار جدید هماراست کنید.

این واژه را چطور یاد بگیریم؟

یک معنی متناسب با متنی که می‌خوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.

ساخت فلش‌کارت کاربردی · روش مرور با جعبه لایتنر

از معنی تا یادگیری

واژه configure را در لایتنری تمرین کنید

در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلش‌کارت و جعبه لایتنر نگه دارید.