دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی configure به فارسی
به طور خاصی قرار دادن یا آراستن، هماراستن، هماراست کردن، به طرز خاصی ساختن
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
ریشهشناسی
From Old French configurer, from Latin configurare.
فعل
- سومشخص مفرد
- configures
- وجه وصفی حال
- configuring
- گذشته ساده
- configured
- اسم مفعول
- configured
به طور خاصی قرار دادن یا آراستن، هماراستن، هماراست کردن، به طرز خاصی ساختن
To set up or arrange something in such a way that it is ready for operation for a particular purpose, or to someone's particular liking.
You need to configure the settings before using the new software.
شما باید تنظیمات را قبل از استفاده از نرمافزار جدید هماراست کنید.
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه configure را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.