دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی concurrence به فارسی
توافق، موافقت، هماهنگی
بریتانیایی: /kənˈkʌr.əns/ آمریکایی: /kənˈkɝː.əns/
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
ریشهشناسی
From Old French concurrence.
اسم
- جمع
- concurrences
- شمارشپذیری
- countable and uncountable
۱.
توافق، موافقت، هماهنگی
Agreement; concurring.
without the parent's concurrence, this marriage will be impossible
بدون موافقت والدین این ازدواج غیرممکن خواهد بود.
۲.
همزمانی، همرخدادی
An instance of simultaneous occurrence.
a concurrence of events
همزمانی رویدادها
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه concurrence را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.