دیکشنری انگلیسی به فارسی

معنی computation به فارسی

محاسبه (به ویژه با ماشین)، آمارش، شمارگری، رایانگری

بریتانیایی: /ˌkɒm.pjəˈteɪ.ʃən/ آمریکایی: /ˌkɑːm.pjəˈteɪ.ʃən/

راهنمای خواندن و تمرین تلفظ

همهٔ معنی‌ها و مثال‌های این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژه‌های وب‌سایت محدود است؛ برای جست‌وجوی واژه‌های بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.

ریشه‌شناسی

From Latin computatio, from computare (to compute).

اسم

جمع
computations
شمارش‌پذیری
countable and uncountable
۱.

محاسبه (به ویژه با ماشین)، آمارش، شمارگری، رایانگری

The act or process of computing; calculation; reckoning.

The computation of the total cost was done using a simple formula.

محاسبه هزینه کل با استفاده از یک فرمول ساده انجام شد.

مترادف‌ها: calculation، reckoning

۲.

نتیجه‌ی محاسبه یا آمارش

The result of computation; the amount computed.

The computation confirmed that the project costs were within the budget.

نتیجه‌ی محاسبه تأیید کرد که هزینه‌های پروژه در محدوده بودجه بودند.

این واژه را چطور یاد بگیریم؟

یک معنی متناسب با متنی که می‌خوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.

ساخت فلش‌کارت کاربردی · روش مرور با جعبه لایتنر

از معنی تا یادگیری

واژه computation را در لایتنری تمرین کنید

در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلش‌کارت و جعبه لایتنر نگه دارید.