دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی computation به فارسی
محاسبه (به ویژه با ماشین)، آمارش، شمارگری، رایانگری
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
ریشهشناسی
From Latin computatio, from computare (to compute).
اسم
- جمع
- computations
- شمارشپذیری
- countable and uncountable
محاسبه (به ویژه با ماشین)، آمارش، شمارگری، رایانگری
The act or process of computing; calculation; reckoning.
The computation of the total cost was done using a simple formula.
محاسبه هزینه کل با استفاده از یک فرمول ساده انجام شد.
مترادفها: calculation، reckoning
نتیجهی محاسبه یا آمارش
The result of computation; the amount computed.
The computation confirmed that the project costs were within the budget.
نتیجهی محاسبه تأیید کرد که هزینههای پروژه در محدوده بودجه بودند.
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه computation را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.