دیکشنری انگلیسی به فارسی

معنی compression به فارسی

فشار، تراکم، فشردگی، همفشردگی

بریتانیایی: /kəmˈpreʃ.ən/ آمریکایی: /kəmˈpreʃ.ən/

راهنمای خواندن و تمرین تلفظ

همهٔ معنی‌ها و مثال‌های این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژه‌های وب‌سایت محدود است؛ برای جست‌وجوی واژه‌های بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.

ریشه‌شناسی

From Middle French compression, from Latin compressiō.

اسم

جمع
compressions
شمارش‌پذیری
countable and uncountable
۱.

فشار، تراکم، فشردگی، همفشردگی

An increase in density; the act of compressing, or the state of being compressed; compaction.

the compression of air by the piston

فشرده شدن هوا توسط پیستون

متضادها: decompression، rarefaction

۲.

همفشردگی هوا و سوخت لحظه‌ای قبل از احتراق در موتورهای درونسوز

خودرو

The cycle of an internal combustion engine during which the fuel and air mixture is compressed.

The compression in the engine increases just before the fuel ignites.

همفشردگی در موتور لحظه‌ای قبل از احتراق سوخت افزایش می‌یابد.

۳.

فشرده‌سازی داده‌ها

رایانه

The process by which data is compressed.

File compression reduces storage space.

فشرده‌سازی فایل فضای ذخیره‌سازی را کاهش می‌دهد.

۴.

فشرده‌سازی صدا، کنترل خودکار بهره صدا

موسیقی

The electronic process by which any sound's gain is automatically controlled.

Compression is used to even out the volume of a recording.

فشرده‌سازی صدا برای یکنواخت کردن حجم یک ضبط استفاده می‌شود.

۵.

فشردگی (انحراف از کرویت)

ستاره‌شناسی

The deviation of a heavenly body from a spherical form.

The compression of a planet is measured by its flattening.

فشردگی یک سیاره با پختگی آن اندازه‌گیری می‌شود.

این واژه را چطور یاد بگیریم؟

یک معنی متناسب با متنی که می‌خوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.

ساخت فلش‌کارت کاربردی · روش مرور با جعبه لایتنر

از معنی تا یادگیری

واژه compression را در لایتنری تمرین کنید

در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلش‌کارت و جعبه لایتنر نگه دارید.