دیکشنری انگلیسی به فارسی

معنی complacent به فارسی

از خود راضی، خودپسند

بریتانیایی: /kəmˈpleɪ.sənt/ آمریکایی: /kəmˈpleɪ.sənt/

راهنمای خواندن و تمرین تلفظ

همهٔ معنی‌ها و مثال‌های این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژه‌های وب‌سایت محدود است؛ برای جست‌وجوی واژه‌های بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.

Complacent should not be confused with its homophone, complaisant.

ریشه‌شناسی

From Latin complacēns, present participle of complacēre, meaning to please greatly.

صفت

صفت تفضیلی
more complacent
صفت عالی
most complacent
۱.

از خود راضی، خودپسند

Uncritically satisfied with oneself or one's achievements; smug.

He grew complacent as the years rolled on and the money rolled in.

او با گذشت سال‌ها و ورود پول، از خود راضی شد.

مترادف‌ها: smug، self-satisfied

۲.

نسبت به یک نیاز یا مشکل آشکار بی‌توجه یا بی‌خیال

Unduly unworried or apathetic with regard to an apparent need or problem.

He tried to paint his audience as complacent, yelling that if they weren't mad as hell then they weren't paying enough attention.

او سعی کرد مخاطبانش را بی‌خیال نشان دهد و فریاد زد که اگر عصبانی نیستند، به اندازه کافی توجه نمی‌کنند.

این واژه را چطور یاد بگیریم؟

یک معنی متناسب با متنی که می‌خوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.

ساخت فلش‌کارت کاربردی · روش مرور با جعبه لایتنر

از معنی تا یادگیری

واژه complacent را در لایتنری تمرین کنید

در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلش‌کارت و جعبه لایتنر نگه دارید.