دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی comparatively به فارسی
به طور مقایسهای
بریتانیایی: /kəmˈpær.ə.tɪv.li/ آمریکایی: /kəmˈper.ə.t̬ɪv.li/
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
ریشهشناسی
From comparative + -ly.
قید
- صفت تفضیلی
- more comparatively
- صفت عالی
- most comparatively
۱.
به طور مقایسهای
In a comparative manner.
The new model is comparatively cheaper than the old one.
مدل جدید از روی قیاس ارزانتر از مدل قدیمی است.
۲.
نسبتا، به طور نسبی
When compared to other entities.
These fruits are comparatively cheap.
این میوهها نسبتا ارزانند.
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه comparatively را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.