دیکشنری انگلیسی به فارسی

معنی commander به فارسی

فرمانده، سپهدار ارشد، رهبر

بریتانیایی: /kəˈmɑːn.dər/ آمریکایی: /kəˈmæn.dɚ/

راهنمای خواندن و تمرین تلفظ

همهٔ معنی‌ها و مثال‌های این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژه‌های وب‌سایت محدود است؛ برای جست‌وجوی واژه‌های بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.

ریشه‌شناسی

From Old French comandeor, from comander; see command.

اسم

جمع
commanders
۱.

فرمانده، سپهدار ارشد، رهبر

One who exercises control and direction of a military or naval organization.

The commander led his troops into battle with great courage.

سپهدار ارشد با شجاعت زیاد نیروهایش را به میدان نبرد هدایت کرد.

مترادف‌ها: leader، chief

۲.

ناخدا دوم

نیروی دریایی

A naval officer whose rank is above that of a lieutenant commander and below that of captain.

The commander gave the crew precise instructions before the ship sailed.

ناخدا دوم قبل از حرکت کشتی به خدمه دستورات دقیقی داد.

۳.

فرمانده، رهبر، سرکرده

One who exercises control and direction over a group of persons.

The commander of the regiment gave orders.

فرمانده هنگ دستور داد.

۴.

فرمانده (در سازمان‌های غیرنظامی)

A designation or rank in certain non-military organizations such as NASA and various police forces.

The NASA commander oversaw the mission.

فرمانده ناسا بر مأموریت نظارت داشت.

۵.

رئیس یک شوالیه‌نشین

منسوخ

The chief officer of a commandry.

In the medieval commandry, the commander governed its lands and dispensed justice to the knights.

در فرمانداریِ قرون وسطی، commander زمین‌های آن را اداره می‌کرد و به شوالیه‌ها عدالت می‌کرد.

۶.

پتک چوبی بزرگ (برای سنگ‌فرش و غیره)

A heavy beetle or wooden mallet, used in paving, in sail lofts, etc.

The worker used a commander to break the stones.

کارگر از پتک چوبی برای شکستن سنگ‌ها استفاده کرد.

۷.

فرمانده (درجه‌ای در نشان‌های افتخار)

نشان افتخار

A rank within an honorary order: e.g. Commander of the Legion of Honour.

He was made a Commander of the Order of the British Empire.

او به درجه فرماندهی نشان امپراتوری بریتانیا رسید.

۸.

نوعی پروانه از سرده Moduza

حشره‌شناسی

Any of various nymphalid butterflies of the Asian genus Moduza.

The commander butterfly is found in Southeast Asia.

پروانه فرمانده در جنوب شرق آسیا یافت می‌شود.

۹.

سربازی که درجه گروهبان یا بالاتر دارد

سنگاپورنظامی

A soldier who has attained the rank of sergeant or higher.

The commander inspected the barracks.

گروهبان پادگان را بازرسی کرد.

واژه‌های مرتبط

این واژه را چطور یاد بگیریم؟

یک معنی متناسب با متنی که می‌خوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.

ساخت فلش‌کارت کاربردی · روش مرور با جعبه لایتنر

از معنی تا یادگیری

واژه commander را در لایتنری تمرین کنید

در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلش‌کارت و جعبه لایتنر نگه دارید.