دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی coexist به فارسی
همزیستی کردن، همزیستن، با هم در صلح و صفا زیستن، با هم زیستن
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
شکلهای دیگر: co-exist UK؛ coëxist
ریشهشناسی
From co- + exist, compare Latin coexsistō.
فعل
- سومشخص مفرد
- coexists
- وجه وصفی حال
- coexisting
- گذشته ساده
- coexisted
- اسم مفعول
- coexisted
همزیستی کردن، همزیستن، با هم در صلح و صفا زیستن، با هم زیستن
To exist at the same time or in the same place.
America and China realized that they must coexist.
امریکا و چین دریافتند که باید همزیستی کنند.
اصطلاحها و عبارتها
coexistence
همزیستی، همبودی
The state of existing together at the same time or in the same place.
peaceful coexistence
همزیستی مسالمتآمیز
coexistent
همزیست، همبود
Existing together at the same time or in the same place.
عبارتهای مرتبط
- coexistent
- همزیست، همبود
- coexistence
- همزیستی، همبودی
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه coexist را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.