دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی coalesce به فارسی
به هم جوش خوردن، یکپارچه شدن، ادغام شدن
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
ریشهشناسی
From Latin coalēscō, from co- + alēscō (grow up).
فعل
- سومشخص مفرد
- coalesces
- وجه وصفی حال
- coalescing
- گذشته ساده
- coalesced
- اسم مفعول
- coalesced
به هم جوش خوردن، یکپارچه شدن، ادغام شدن
To join into a single mass or whole.
The droplets coalesced into a puddle.
قطرهها به هم پیوستند و یک گودال آب تشکیل دادند.
مترادفها: amalgamate، combine، merge، unite، fuse
از قطعات یا عناصر مختلف شکل گرفتن
To form from different pieces or elements.
The puddle coalesced from the droplets as they ran together.
گودال آب از قطرههایی که به هم میریختند شکل گرفت.
قطعات فلز را با ذوب کردن بخشی از هر قطعه و تماس دادن مذابها و اجازه دادن به جامد شدن مذاب ترکیبی به یک کل پیوسته متصل کردن
To bond pieces of metal into a continuous whole by liquefying parts of each piece, bringing the liquids into contact, and allowing the combined liquid to solidify.
The welder coalesced the two metal plates.
جوشکار دو صفحه فلزی را به هم جوش داد.
در هم آمیختن، ادغام شدن، یکپارچه شدن
To merge, to intermingle freely.
Various economic thoughts coalesced to form a single formula.
اندیشههای اقتصادی مختلف در هم ادغام شدند و به صورت فرمول واحدی درآمدند.
تبدیل مقدار تهی به یک مقدار تعریفشده
To convert a null value to a defined value.
Use the COALESCE function to replace nulls with a default value.
از تابع COALESCE برای جایگزینی مقادیر تهی با یک مقدار پیشفرض استفاده کنید.
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه coalesce را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.