دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی calculus به فارسی
محاسبه، شمارش
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
ریشهشناسی
From Latin calculus (pebble used for counting), diminutive of calx (limestone).
اسم
- جمع
- calculi، calculuses
- شمارشپذیری
- countable and uncountable
محاسبه، شمارش
Calculation; computation.
The accountant's calculus of the king's revenues stood as a model of prudence.
محاسبهٔ حسابدار از درآمدهای پادشاه بهعنوان نمونهای از تدبیر شناخته میشد.
مترادفها: ciphering، reckoning
حساب، دستگاه صوری
Any formal system in which symbolic expressions are manipulated according to fixed rules.
Lambda calculus is a formal system in logic.
حساب لامبدا یک دستگاه صوری در منطق است.
حساب دیفرانسیل و انتگرال، حسابان
Differential calculus and integral calculus considered as a single subject.
I need to study calculus to understand advanced mathematics.
من باید حسابان بخوانم تا ریاضیات پیشرفته را بفهمم.
مترادفها: infinitesimal calculus
سنگ، سنگسانه، سنگال
A stony concretion that forms in a bodily organ.
The patient had a renal calculus removed.
بیمار سنگ کلیهاش را خارج کرد.
مترادفها: stone
واژههای خاصتر: kidney stone، gallstone
جرم دندان، رسوب دندان
Deposits of calcium phosphate salts on teeth.
Regular brushing prevents calculus buildup.
مسواک زدن منظم از تشکیل جرم دندان جلوگیری میکند.
مترادفها: dental calculus، tartar
روش تصمیمگیری، حساب
A decision-making method, especially one appropriate for a specialised realm.
Moral calculus is used in ethical dilemmas.
حساب اخلاقی در دوراهیهای اخلاقی به کار میرود.
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه calculus را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.