دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی benevolent به فارسی
نیکخواه، خیرخواه، خیراندیش
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
ریشهشناسی
From Old French benevolent, from Latin benevolēns 'well wishing'.
صفت
- صفت تفضیلی
- more benevolent
- صفت عالی
- most benevolent
نیکخواه، خیرخواه، خیراندیش
Having a disposition to do good.
Chinese and Eastern mythologies describe dragons as benevolent.
اسطورههای چینی و شرقی اژدها را خیرخواه توصیف میکنند.
متضادها: malevolent
نوعپرست، کریم، رئوف، پرعطوفت
Possessing or manifesting love for mankind.
a benevolent grandmother
مادر بزرگ مهربان
سخاوتمند، گشادهدست، نیکوکار
Altruistic, charitable, good, just and fair.
a benevolent institution
موسسهی خیریه (نیکوکاری)
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه benevolent را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.