دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی authorization به فارسی
عمل اجازه دادن، اقدام به مجوز دادن
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
شکلهای دیگر: authorisation British English
In some legal contexts, authorization is different from approval.
ریشهشناسی
From authorize + -ation.
اسم
- جمع
- authorizations
- شمارشپذیری
- countable and uncountable
عمل اجازه دادن، اقدام به مجوز دادن
An act of authorizing.
The authorization process has started.
فرایند مجوزدهی آغاز شده است.
کلهای مرتبط: access control
اختیار، اجازه
The state of being authorized to do something or to be somewhere; formally granted permission.
we couldn't even send a cable without government authorization
بدون اجازهی دولت حتی نمیتوانستیم تلگراف بفرستیم.
کلهای مرتبط: access control
مجوز، مدرک قانونی
A document giving formal sanction, permission or warrant.
may I see your authorization for this?
آیا ممکن است مجوز قانونی خود را برای این کار ارائه دهید؟
کلهای مرتبط: access control
مجوز بودجهای، اجازهی هزینه
Permission, possibly limited, to spend funds for a specific budgetary purpose.
We've had the authorization for years, but we've never gotten an appropriation.
سالهاست که مجوز بودجه را داریم، اما هرگز تخصیص اعتبار دریافت نکردهایم.
کلهای مرتبط: budgeting
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه authorization را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.