دیکشنری انگلیسی به فارسی

معنی authorization به فارسی

عمل اجازه دادن، اقدام به مجوز دادن

بریتانیایی: /ˌɔː.θər.aɪˈzeɪ.ʃən/ آمریکایی: /ˌɑː.θɚ.əˈzeɪ.ʃən/

راهنمای خواندن و تمرین تلفظ

همهٔ معنی‌ها و مثال‌های این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژه‌های وب‌سایت محدود است؛ برای جست‌وجوی واژه‌های بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.

شکل‌های دیگر: authorisation British English

In some legal contexts, authorization is different from approval.

ریشه‌شناسی

From authorize + -ation.

اسم

جمع
authorizations
شمارش‌پذیری
countable and uncountable
۱.

عمل اجازه دادن، اقدام به مجوز دادن

countable

An act of authorizing.

The authorization process has started.

فرایند مجوزدهی آغاز شده است.

کل‌های مرتبط: access control

۲.

اختیار، اجازه

uncountable

The state of being authorized to do something or to be somewhere; formally granted permission.

we couldn't even send a cable without government authorization

بدون اجازه‌ی دولت حتی نمی‌توانستیم تلگراف بفرستیم.

کل‌های مرتبط: access control

۳.

مجوز، مدرک قانونی

countable

A document giving formal sanction, permission or warrant.

may I see your authorization for this?

آیا ممکن است مجوز قانونی خود را برای این کار ارائه دهید؟

کل‌های مرتبط: access control

۴.

مجوز بودجه‌ای، اجازه‌ی هزینه

دولت

Permission, possibly limited, to spend funds for a specific budgetary purpose.

We've had the authorization for years, but we've never gotten an appropriation.

سال‌هاست که مجوز بودجه را داریم، اما هرگز تخصیص اعتبار دریافت نکرده‌ایم.

کل‌های مرتبط: budgeting

این واژه را چطور یاد بگیریم؟

یک معنی متناسب با متنی که می‌خوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.

ساخت فلش‌کارت کاربردی · روش مرور با جعبه لایتنر

از معنی تا یادگیری

واژه authorization را در لایتنری تمرین کنید

در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلش‌کارت و جعبه لایتنر نگه دارید.