دیکشنری انگلیسی به فارسی

معنی authoritarianism به فارسی

حکومت استبدادی، اقتدارگرایی، شکلی از حکومت که در آن نهاد حاکم کنترل مطلق یا تقریباً مطلق دارد و معمولاً این کنترل با زور حفظ می‌شود و توجه کمی به افکار عمومی یا نظام قضایی می‌شود.

بریتانیایی: /ɔːˌθɒr.ɪˈteə.ri.ə.nɪ.zəm/ آمریکایی: /əˌθɔːr.əˈter.i.ə.nɪ.zəm/

راهنمای خواندن و تمرین تلفظ

همهٔ معنی‌ها و مثال‌های این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژه‌های وب‌سایت محدود است؛ برای جست‌وجوی واژه‌های بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.

ریشه‌شناسی

From authoritarian + -ism.

اسم

جمع
authoritarianisms
شمارش‌پذیری
countable and uncountable
۱.

حکومت استبدادی، اقتدارگرایی، شکلی از حکومت که در آن نهاد حاکم کنترل مطلق یا تقریباً مطلق دارد و معمولاً این کنترل با زور حفظ می‌شود و توجه کمی به افکار عمومی یا نظام قضایی می‌شود.

A form of government in which the governing body has absolute or almost absolute control, typically maintained by force, with little regard for public opinion or the judicial system.

The country fell into authoritarianism after the coup.

کشور پس از کودتا به استبداد افتاد.

این واژه را چطور یاد بگیریم؟

یک معنی متناسب با متنی که می‌خوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.

ساخت فلش‌کارت کاربردی · روش مرور با جعبه لایتنر

از معنی تا یادگیری

واژه authoritarianism را در لایتنری تمرین کنید

در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلش‌کارت و جعبه لایتنر نگه دارید.