دیکشنری انگلیسی به فارسی

معنی atypical به فارسی

ناهمگون، ناهمسنخ

بریتانیایی: /ˌeɪˈtɪp.ɪ.kəl/ آمریکایی: /ˌeɪˈtɪp.ɪ.kəl/

راهنمای خواندن و تمرین تلفظ

همهٔ معنی‌ها و مثال‌های این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژه‌های وب‌سایت محدود است؛ برای جست‌وجوی واژه‌های بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.

ریشه‌شناسی

From a- + typical.

صفت

صفت تفضیلی
more atypical
صفت عالی
most atypical
۱.

ناهمگون، ناهمسنخ

Not conforming to the normal type.

This behavior is atypical of the species.

این رفتار برای این گونه ناهمگون است.

متضادها: typical

۲.

غیرعادی یا نامنظم

Unusual or irregular.

The weather this summer has been atypical, with more rain than usual.

هوای امسال تابستان ناهمگون بوده است، با باران بیشتر از حد معمول.

متضادها: typical

اسم

جمع
atypicals
شمارش‌پذیری
countable
۳.

داروی ضدروان‌پریشی آتیپیک

داروسازی

An atypical antipsychotic.

She switched to an atypical for her condition.

او برای وضعیتش به یک داروی ضدروان‌پریشی آتیپیک تغییر داد.

این واژه را چطور یاد بگیریم؟

یک معنی متناسب با متنی که می‌خوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.

ساخت فلش‌کارت کاربردی · روش مرور با جعبه لایتنر

از معنی تا یادگیری

واژه atypical را در لایتنری تمرین کنید

در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلش‌کارت و جعبه لایتنر نگه دارید.