دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی assertion به فارسی
عمل اظهار کردن، اعلام قطعی
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
ریشهشناسی
From Middle French assertion, from Latin assertio.
اسم
- جمع
- assertions
- شمارشپذیری
- countable and uncountable
عمل اظهار کردن، اعلام قطعی
The act of asserting; positive declaration or averment.
His assertion of authority was clear.
اظهار قدرت او واضح بود.
اعلام (موکد)، تصریح، اظهار قطعی
Something which is asserted; a declaration; a statement asserted.
The scientist made an assertion that climate change is caused by human activity.
دانشمند اعلام کرد که تغییرات آب و هوایی ناشی از فعالیت انسانی است.
اظهار یا ادعایی که فاقد پشتیبانی یا مدرک است
A statement or declaration which lacks support or evidence.
That's just a bare assertion.
این فقط یک ادعای بیپایه است.
حفظ و حمایت، اثبات
Maintenance; vindication.
the assertion of the right to the freedom of expression is important
تاکید حق آزادی بیان اهمیت دارد.
عبارتی در برنامه که شرطی را که انتظار میرود در یک نقطه خاص درست باشد، اعلام میکند و برای رفع اشکال استفاده میشود
A statement in a program asserting a condition expected to be true at a particular point, used in debugging.
The program uses an assertion to check the input.
برنامه از یک اظهار برای بررسی ورودی استفاده میکند.
مجموعه اطلاعاتی که تهیهکننده صورت مالی در حسابرسی صورتهای مالی ارائه میکند
The set of information that the statement preparer is providing in a financial statement audit.
The auditor reviewed the assertions in the financial statements.
حسابرس اظهارات موجود در صورتهای مالی را بررسی کرد.
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه assertion را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.