دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی ascription به فارسی
اسناد، انتساب، نسبت دادن
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
اسم
- جمع
- ascriptions
- شمارشپذیری
- countable and uncountable
اسناد، انتساب، نسبت دادن
The act, or an instance, of ascribing a quality, characteristic, quotation, artistic work, or other thing to someone or something.
The ascription of the quote to the famous author was later proven incorrect.
اسناد این نقل قول به نویسنده معروف بعداً نادرست ثابت شد.
قشربندی افراد بر اساس ویژگیهای ذاتی (مانند نژاد یا جنسیت) خارج از کنترل آنها.
The stratification of people according to inborn characteristics (such as race or sex) outside of their control.
Ascription by race leads to inequality.
اسناد بر اساس نژاد به نابرابری منجر میشود.
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه ascription را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.