دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی ascendancy به فارسی
استیلا، سلطه، تفوق، برتری، فرازش
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
شکلهای دیگر: ascendency
ریشهشناسی
From ascend + -ancy or ascendant + -cy; the ecological sense is due to Robert Ulanowicz.
اسم
- جمع
- ascendancies
- شمارشپذیری
- countable and uncountable
استیلا، سلطه، تفوق، برتری، فرازش
The quality of being in the ascendant; dominant control, supremacy.
Napoleon's ascendency in Europe endangered Britain's interests
استیلای ناپلئون بر اروپا منافع بریتانیا را به خطر افکند.
مترادفها: ascendant، superiority
طبقهٔ پروتستانهای ملاک و حرفهای که تا اوایل قرن بیستم بر جامعهٔ ایرلند تسلط داشتند.
Ellipsis of Protestant Ascendancy, a class of Protestant landowners and professionals that dominated political and social life in Ireland up to the early 20th century.
During the era of the Protestant ascendancy, landowning families in Ireland held sovereign sway over politics and society.
در دورهٔ برتری پروتستانتها، خاندانهای مالک زمین در ایرلند بر سیاست و جامعه سلطه داشتند.
یک ویژگی کمی در بومشناسی که توانایی یک اکوسیستم را برای مقاومت در برابر اختلال از طریق سازمان و اندازهٔ ترکیبی آن نشان میدهد.
A quantitative attribute of an ecosystem, defined as a function of the ecosystem's trophic network, and intended to indicate its ability to prevail against disturbance by virtue of its combined organization and size.
The ecosystem's ascendancy was measured by its trophic organization.
فرازش اکوسیستم با سازمان تغذیهای آن سنجیده شد.
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه ascendancy را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.