دیکشنری انگلیسی به فارسی

معنی artifact به فارسی

شیء ساخته شده توسط دست یا کار انسان

بریتانیایی: /ˈɑː.tə.fækt/ آمریکایی: /ˈɑːr.t̬ə.fækt/

راهنمای خواندن و تمرین تلفظ

همهٔ معنی‌ها و مثال‌های این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژه‌های وب‌سایت محدود است؛ برای جست‌وجوی واژه‌های بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.

شکل‌های دیگر: artefact British

The spelling artifact is preferred by most American dictionaries, while artefact is the preferred spelling in the Commonwealth.

ریشه‌شناسی

From Italian artefatto, from Latin arte 'by skill' + factum 'thing made'.

اسم

جمع
artifacts
شمارش‌پذیری
countable
۱.

شیء ساخته شده توسط دست یا کار انسان

An object made or shaped by human hand or labor.

The museum displays many human artifacts.

موزه مصنوعات انسانی زیادی را به نمایش می‌گذارد.

۲.

شیء ساخته شده توسط یک عامل یا هوش، نه لزوماً انسانی

An object made or shaped by some agent or intelligence, not necessarily of direct human origin.

The artifact was created by an unknown intelligence.

این مصنوع توسط یک هوش ناشناخته ساخته شده بود.

۳.

چیزی که محصول آگاهی یا تصور انسان تلقی می‌شود، نه یک عنصر ذاتی

Something viewed as a product of human agency or conception rather than an inherent element.

Language is an artifact of culture.

زبان مصنوع فرهنگ است.

۴.

یافته یا ساختاری در آزمایش یا تحقیق که ویژگی واقعی شیء مورد مشاهده نیست، بلکه نتیجه عمل خارجی، تنظیمات آزمایش یا خطای آزمایشی است

A finding or structure in an experiment or investigation that is not a true feature of the object under observation, but is a result of external action, the test arrangement, or an experimental error.

The spot on his lung was an artifact of the X-ray.

لکه روی ریه‌اش نتیجه مصنوعی فرایند اشعه ایکس بود.

۵.

شیئی مانند ابزار، زیورآلات یا سلاح باستان‌شناختی یا تاریخی، به ویژه شیئی که در حفاری باستان‌شناسی یافت می‌شود

باستان‌شناسی

An object, such as a tool, ornament, or weapon of archaeological or historical interest, especially such an object found at an archaeological excavation.

The dig produced many Roman artifacts.

حفاری آثار باستانی رومی زیادی به دست آورد.

۶.

ظاهر یا ساختاری در پروتوپلاسم که در اثر مرگ، روش تهیه نمونه‌ها یا استفاده از معرف‌ها ایجاد می‌شود و در طول حیات وجود ندارد

زیست‌شناسی

An appearance or structure in protoplasm due to death, the method of preparation of specimens, or the use of reagents, and not present during life.

The spot on the slide was an artifact, not part of the tissue.

لکه روی اسلاید یک ورساخته بود، نه بخشی از بافت.

۷.

اعوجاج قابل مشاهده که در فایل صوتی، تصویری یا تصویر در اثر اعمال فشرده‌سازی با افت یا الگوریتم پردازش نادقیق یا تداخل فیزیکی در فرایند کسب ظاهر می‌شود

رایانهرادیولوژی

A perceptible distortion that appears in an audio or video file or an image as a result of applying a lossy compression or other inexact processing algorithm or of physical interference in an acquisition process.

The highly compressed JPEG image had unsightly artifacts.

تصویر JPEG با فشرده‌سازی بالا مصنوعات نامطلوبی داشت.

۸.

مخفف مصنوع ساخت

مهندسی نرم‌افزار

Ellipsis of build artifact.

The build artifact was uploaded to the server.

مصنوع ساخت بر روی سرور بارگذاری شد.

۹.

هر شیء در مجموعه موزه. ممکن است به معنای محدود فقط اشیای ساخته دست بشر را شامل شود یا اشیای غیر بشری را نیز در بر گیرد

موزه‌داری

Any object in the collection of a museum. May be used sensu stricto only for human-made objects, or may include ones that are not human-made.

The museum's artifacts include natural specimens.

مصنوعات موزه شامل نمونه‌های طبیعی است.

واژه‌های هم‌رده: object، specimen

این واژه را چطور یاد بگیریم؟

یک معنی متناسب با متنی که می‌خوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.

ساخت فلش‌کارت کاربردی · روش مرور با جعبه لایتنر

از معنی تا یادگیری

واژه artifact را در لایتنری تمرین کنید

در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلش‌کارت و جعبه لایتنر نگه دارید.