دیکشنری انگلیسی به فارسی

معنی approximate به فارسی

نزدیک، مجاور، شبیه

بریتانیایی: /əˈpɹɒk.sɪ.mət / əˈpɹɒk.sɪ.meɪt/ آمریکایی: /əˈpɹɑk.sə.mət / əˈpɹɑk.sɪ.mət / əˈpɹɑk.sə.meɪt/

راهنمای خواندن و تمرین تلفظ

همهٔ معنی‌ها و مثال‌های این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژه‌های وب‌سایت محدود است؛ برای جست‌وجوی واژه‌های بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.

مدخل ۱

شکل‌های دیگر: approx. abbreviation

ریشه‌شناسی

From Latin approximatus, perfect passive participle of approximare, from ad- 'to' + proximare 'to come near'.

صفت

صفت تفضیلی
more approximate
صفت عالی
most approximate
۱.

نزدیک، مجاور، شبیه

Approaching; proximate; nearly resembling.

The leaves are approximate.

برگ‌ها نزدیک به هم هستند.

مترادف‌ها: close

متضادها: exact، precise

۲.

تقریبی، تخمینی

Nearing correctness; nearly exact; not perfectly accurate.

The approximate number of voters is 5000.

شمار تقریبی رای‌دهندگان ۵۰۰۰ است.

اسم

جمع
approximates
شمارش‌پذیری
countable
۳.

نتیجه یا مقدار تقریبی

نادر

An approximate result or quantity.

This number is only an approximate.

این عدد فقط یک مقدار تقریبی است.

مدخل ۲

ریشه‌شناسی

From Middle English approximaten, from Latin approximatus.

فعل

سوم‌شخص مفرد
approximates
وجه وصفی حال
approximating
گذشته ساده
approximated
اسم مفعول
approximated
۴.

تخمین زدن

ambitransitive

To estimate.

I approximated the value of pi by taking 22 divided by 7.

من مقدار پی را با تقسیم ۲۲ بر ۷ تخمین زدم.

۵.

نزدیک بودن به، شبیه بودن

گذرا

To come near to; to approach.

This painting approximates reality.

این نقاشی با واقعیت تشابه دارد.

۶.

نزدیک کردن، به هم نزدیک کردن

گذرا

To carry or advance near; to cause to approach.

The mechanism approximates the two surfaces.

مکانیزم دو سطح را به هم نزدیک می‌کند.

اصطلاح‌ها و عبارت‌ها

approximately

۷.

تقریبا، به طور تخمین

Used to indicate that a stated amount or number is not exact but close.

Our houses were approximately ten meters apart.

خانه‌های ما تقریبا ده متر از هم فاصله داشتند.

I meet him approximately once a month.

تقریبا ماهی یک بار او را ملاقات می‌کنم.

عبارت‌های مرتبط

approximately
تقریبا، به طور تخمین

این واژه را چطور یاد بگیریم؟

یک معنی متناسب با متنی که می‌خوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.

ساخت فلش‌کارت کاربردی · روش مرور با جعبه لایتنر

از معنی تا یادگیری

واژه approximate را در لایتنری تمرین کنید

در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلش‌کارت و جعبه لایتنر نگه دارید.