دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی anticipation به فارسی
پیشبینی، پیشنگری، انتظار، چشم به راهی، پیشدستی
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
ریشهشناسی
From Middle English anticipacioun, from Latin anticipātiō.
اسم
- جمع
- anticipations
- شمارشپذیری
- countable and uncountable
پیشبینی، پیشنگری، انتظار، چشم به راهی، پیشدستی
The act of anticipating, taking up, placing, or considering something beforehand, or before the proper time in natural order.
We must prepare now in anticipation of our future needs.
باید نیازهای آیندهی خود را هم اکنون پیشبینی کنیم.
مترادفها: expectingness
اشتیاق، چشم به راهی، انتظار
The eagerness associated with waiting for something to occur.
When she found out that her son was arriving, she was filled with anticipation.
هنگامی که فهمید پسرش وارد خواهد شد چشم به راهی وجودش را تسخیر کرد.
پرداخت پیش از موعد، برداشت پیش از موعد
Prepayment of a debt, generally in order to pay less interest.
The company made an early payment in anticipation of the contract renewal.
شرکت در انتظار تمدید قرارداد، پرداختی پیش از موعد انجام داد.
پیشآوری، پیشبینی و پاسخ به ایرادات
Prolepsis; anticipation of objections.
The speaker used anticipation to address potential counterarguments.
گوینده از پیشبینی برای پاسخ به استدلالهای مخالف استفاده کرد.
نت غیرهماهنگی که پایینتر یا بالاتر از نت آکورد قبلی و همصدا با نت آکورد بعدی است
A non-harmonic tone that is lower or higher than a note in the previous chord and a unison to a note in the next chord.
The composer used anticipation by playing the note just before the chord.
آهنگساز با نواختن نت کمی قبل از آکورد از انتظار استفاده کرد.
تصور شتابزده، پیشبینی شهودی
Hasty notion; intuitive preconception.
With a swift anticipation of the outcome, he argued the case before any facts were laid out.
با تصوری شتابزده از نتیجه، قبل از ارائه هر حقیقتی، او به استدلال پرداخت.
اصطلاحها و عبارتها
anticipation rate
تنزیل اضافی، تنزیل پیشنگر
An additional discount or forward discount.
The bank offered an anticipation rate on early loan repayments.
بانک برای بازپرداخت زودهنگام وام، تنزیل اضافی ارائه داد.
عبارتهای مرتبط
- anticipation rate
- تنزیل اضافی، تنزیل پیشنگر
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه anticipation را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.