دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی antibody به فارسی
پادتن، آنتیبادی
بریتانیایی: /ˈæn.tiˌbɒd.i/ آمریکایی: /ˈæn.t̬iˌbɑː.di/
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
ریشهشناسی
From anti- + body, a calque of German Antikörper.
اسم
- جمع
- antibodies
- شمارشپذیری
- countable
۱.
پادتن، آنتیبادی
ایمونولوژی
A protein produced by B-lymphocytes that binds to a specific antigen.
The doctor explained how the antibody helps fight infections in the body.
پزشک توضیح داد که چگونه پادتن به مبارزه با عفونتها در بدن کمک میکند.
مترادفها: immunoglobulin
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه antibody را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.