دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی antibiotic به فارسی
پادزی، آنتی بیوتیک
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
ریشهشناسی
From French antibiotic, from anti- + -biotic.
اسم
- جمع
- antibiotics
- شمارشپذیری
- countable
پادزی، آنتی بیوتیک
Any substance that can destroy or inhibit the growth of bacteria and similar microorganisms, generally transported by the lymphatic system.
The doctor prescribed an antibiotic to treat the infection.
پزشک یک آنتیبیوتیک برای درمان عفونت تجویز کرد.
واژههای عامتر: antimicrobial
صفت
- صفت تفضیلی
- more antibiotic
- صفت عالی
- most antibiotic
مرتبط با آنتیبیوتیکها
Of or relating to antibiotics.
Antibiotic properties inhibit bacterial growth.
خواص آنتیبیوتیکی رشد باکتریها را مهار میکند.
واژههای عامتر: antimicrobial
مرتبط با نظریه عدم وجود حیات فرازمینی
Of or relating to the theory that extraterrestrial life does not exist.
The antibiotic theory, once dismissed by many scientists, claimed that no extraterrestrial life could exist.
نظریهٔ antibiotic، که روزگاری توسط بسیاری از دانشمندان رد میشد، ادعا میکرد که هیچ حیات فرازمینی وجود نمیتواند داشته باشد.
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه antibiotic را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.