دیکشنری انگلیسی به فارسی

معنی allocation به فارسی

فرایند تخصیص یا اختصاص دادن، به‌ویژه پول یا منابع

بریتانیایی: /ˌæl.əˈkeɪ.ʃən/ آمریکایی: /ˌæl.əˈkeɪ.ʃən/

راهنمای خواندن و تمرین تلفظ

همهٔ معنی‌ها و مثال‌های این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژه‌های وب‌سایت محدود است؛ برای جست‌وجوی واژه‌های بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.

ریشه‌شناسی

From Middle French allocacion, from Medieval Latin allocātiō; by surface analysis, allocate + -ion.

اسم

جمع
allocations
شمارش‌پذیری
countable and uncountable
۱.

فرایند تخصیص یا اختصاص دادن، به‌ویژه پول یا منابع

The process or procedure for allocating things, especially money or other resources.

The allocation of new permits is on a first-come, first-served basis.

تخصیص مجوزهای جدید بر اساس اولویت ثبت‌نام انجام می‌شود.

۲.

مبلغ یا سهمیه‌ی اختصاص‌یافته، بودجه

That which is allocated; allowance, entitlement.

The city council discussed the allocation of funds for the new park.

شورای شهر درباره تخصیص اعتبار برای پارک جدید بحث کرد.

۳.

محدودیت سلول جنینی و نوادگان کلونال آن به یک نوع سلول یا ناحیه بدنی خاص

رویان‌شناسی

Restriction of an embryonic cell and its clonal descendants to a particular cell type or body region.

The allocation of cells in the embryo determines their future function.

تخصیص سلول‌ها در جنین عملکرد آینده آن‌ها را تعیین می‌کند.

این واژه را چطور یاد بگیریم؟

یک معنی متناسب با متنی که می‌خوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.

ساخت فلش‌کارت کاربردی · روش مرور با جعبه لایتنر

از معنی تا یادگیری

واژه allocation را در لایتنری تمرین کنید

در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلش‌کارت و جعبه لایتنر نگه دارید.