دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی accredit به فارسی
نسبت دادن، منتسب کردن
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
ریشهشناسی
First attested in the 1610s; from French accréditer, from à (to) + crédit (credit).
فعل
- سومشخص مفرد
- accredits
- وجه وصفی حال
- accrediting
- گذشته ساده
- accredited
- اسم مفعول
- accredited
نسبت دادن، منتسب کردن
To ascribe or attribute something to someone; to credit someone with something.
They accredited prophets with healing power.
نیروی شفا بخشی را به پیغمبران نسبت میدادند.
اعتبار بخشیدن، اختیار دادن
To invest or bring into credit; to give authority or sanction.
They accredited him with full authority.
آنها به او اختیار کامل دادند.
منصوب کردن (به سفارت)، استوارنامه دادن
To send with letters credential, as an ambassador or delegate; to authorize as a messenger.
The president accredited him as ambassador to France.
رئیس جمهور او را به عنوان سفیر در فرانسه منصوب کرد.
باور داشتن، اعتقاد داشتن
To believe; to put trust in.
She accredits everything he says.
او هر چه او میگوید باور دارد.
در سمت بستانکار حساب ثبت کردن
To enter on the credit side of an account book.
The accountant accredited the payment to the customer's account.
حسابدار پرداخت را به حساب مشتری بستانکار کرد.
اعتبارنامه دادن، معتبر شناختن
To certify as meeting a predetermined standard; to certify an educational institution as upholding the specified standards.
The school was an accredited college.
آن مدرسه یک کالج معتبر بود.
برجسته دانستن، ممتاز شناختن
To recognize as outstanding.
The conference accredited her as a leading researcher.
کنفرانس او را به عنوان پژوهشگر برجسته شناخت.
اعتبار دادن، بستانکار کردن
To credit, in a literal sense.
He accredited the sum to her.
او مبلغ را به حساب او اعتبار داد.
اصطلاحها و عبارتها
accreditation
اعتباربخشی، اعتبارنامه، جواز، تاییدنامه، امتیازنامه، استوارنامه
Official certification or authorization, especially of an educational institution.
Our college's accreditation was issued in 1993.
امتیاز تاسیس مدرسه عالی ما در سال 1993 صادر شد.
عبارتهای مرتبط
- accreditation
- اعتباربخشی، اعتبارنامه، جواز، تاییدنامه، امتیازنامه، استوارنامه
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه accredit را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.