دیکشنری انگلیسی به فارسی

معنی acceptance به فارسی

پذیرش، قبولی، عمل پذیرفتن با رضایت و تأیید

بریتانیایی: /əkˈsep.təns/ آمریکایی: /əkˈsep.təns/

راهنمای خواندن و تمرین تلفظ

همهٔ معنی‌ها و مثال‌های این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژه‌های وب‌سایت محدود است؛ برای جست‌وجوی واژه‌های بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.

شکل‌های دیگر: acceptaunce obsolete

In modern law, offer and acceptance are required for a binding contract.

ریشه‌شناسی

From Middle French acceptance, from Old French accepter (accept), plus -ance.

اسم

جمع
acceptances
شمارش‌پذیری
countable and uncountable
۱.

پذیرش، قبولی، عمل پذیرفتن با رضایت و تأیید

uncountable

The act of accepting; the receiving of something offered with approval or satisfaction.

Acceptance of the offer was immediate.

پذیرش پیشنهاد فوری بود.

مترادف‌ها: accepting، receiving، reception، approval

۲.

یک مورد پذیرش، یک نمونه از قبولی

countable

An instance of the act of accepting.

There was one acceptance of the proposal.

یک مورد پذیرش از پیشنهاد وجود داشت.

۳.

اعتقاد، باور، موافقت

Belief in something; agreement, assent.

Her acceptance of the new philosophy changed her life.

اعتقاد او به فلسفه جدید زندگی‌اش را تغییر داد.

۴.

پذیرفته شدن، پذیرفتگی

The state of being accepted.

Her acceptance into the university brought great joy to her family.

پذیرش او در دانشگاه شادی زیادی برای خانواده‌اش به ارمغان آورد.

مترادف‌ها: acceptableness

۵.

معنای معمول یا پذیرفته‌شدهٔ یک واژه یا عبارت

The usual or accepted meaning of a word or expression.

The acceptance of this word has changed over time.

معنای پذیرفته‌شدهٔ این واژه در طول زمان تغییر کرده است.

۶.

قبول برات، حواله‌ی قبول شده، تعهد به پرداخت برات در سررسید

کسب‌وکارمالی

An assent and engagement by the person on whom a bill of exchange is drawn to pay it when due; the bill of exchange itself when accepted.

The bank sent a letter of acceptance to confirm the transaction.

بانک یک نامه‌ی قبولی برای تأیید معامله ارسال کرد.

مترادف‌ها: assent

۷.

قبول پیشنهاد یا شرایط طرف دیگر که منجر به انعقاد قرارداد الزام‌آور می‌شود؛ دریافت کالای خریداری‌شده به عنوان همان چیزی که خریداری شده است.

حقوق

An agreeing to the action, proposals, or terms of another by some act which results in the conclusion of a legally binding contract; the reception or taking of a thing bought as that for which it was bought.

The acceptance of the offer formed a binding contract.

قبول پیشنهاد یک قرارداد الزام‌آور تشکیل داد.

۸.

عمل نماینده مجاز دولت برای قبول مالکیت منابع موجود یا تأیید خدمات انجام‌شده به عنوان بخشی از قرارداد.

دولتآمریکا

The act of an authorized representative of the government by which the government assents to ownership of existing supplies or approves services rendered as part of a contract.

The government issued an acceptance for the supplies.

دولت برای منابع یک قبولی صادر کرد.

۹.

فهرست اسب‌های پذیرفته‌شده برای شروع در یک مسابقه.

plural onlyاسب‌دوانیاسترالیازلاند نو

A list of horses accepted as starters in a race.

The acceptances were posted before the race.

فهرست اسب‌های پذیرفته‌شده قبل از مسابقه اعلام شد.

۱۰.

گستره (هم‌معنای اتندو)

نورشناسی

Synonym of etendue.

The acceptance is a key property in optics.

گستره یک ویژگی کلیدی در نورشناسی است.

مترادف‌ها: etendue

این واژه را چطور یاد بگیریم؟

یک معنی متناسب با متنی که می‌خوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.

ساخت فلش‌کارت کاربردی · روش مرور با جعبه لایتنر

از معنی تا یادگیری

واژه acceptance را در لایتنری تمرین کنید

در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلش‌کارت و جعبه لایتنر نگه دارید.