دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی abrasive به فارسی
ساینده، سایا، فرسایشگر
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
ریشهشناسی
From abrase + -ive.
صفت
- صفت تفضیلی
- more abrasive
- صفت عالی
- most abrasive
ساینده، سایا، فرسایشگر
Producing abrasion; rough enough to wear away the outer surface.
The sandpaper has an abrasive surface that smooths the wood.
کاغذ سنباده سطح سایندهای دارد که چوب را صاف میکند.
خشن، ناهنجار، رنجشآور
Being rough and coarse in manner or disposition; overly aggressive and causing irritation.
his abrasive remarks
حرفهای دلخور کنندهی او
اسم
- جمع
- abrasives
مادهی ساینده، مادهی صیقلدهنده، هر چیز ساینده یا خراشنده (مثل سنباده)
A hard inorganic substance or material consisting in powder or granule form such as sandpaper, pumice, or emery, used for cleaning, smoothing, or polishing.
She used an abrasive pad to scrub the rust off the metal surface.
او از یک پد ساینده برای پاک کردن زنگ از سطح فلزی استفاده کرد.
قطعات سنگ، دانههای ماسه و ذرات معدنی که توسط آب، باد و یخ برای سایش سطح زمین استفاده میشوند.
Rock fragments, sand grains, mineral particles, used by water, wind, and ice to abrade a land surface.
Wind and water carry abrasive particles that wear down rocks.
باد و آب ذرات سایندهای را حمل میکنند که سنگها را فرسایش میدهند.
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه abrasive را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.