دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی validate به فارسی
معتبر کردن، اعتبار بخشیدن، دارای ارزش قانونی کردن
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
ریشهشناسی
From valid + -ate.
فعل
- سومشخص مفرد
- validates
- وجه وصفی حال
- validating
- گذشته ساده
- validated
- اسم مفعول
- validated
معتبر کردن، اعتبار بخشیدن، دارای ارزش قانونی کردن
To render valid.
Every treaty must be validated by the vote of the Congress.
هر قرارداد باید با رای کنگره دارای اعتبار قانونی بشود.
متضادها: invalidate
تایید کردن، اثبات کردن
To check or prove the validity of; verify.
Their testimony validated my claim.
گواهی آنها ادعای مرا تایید کرد.
متضادها: disprove
معتبر بودن، اثبات شدن
To have its validity successfully proven.
The data file cannot be imported because it doesn't validate.
فایل داده نمیتواند وارد شود زیرا معتبر نیست.
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه validate را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.