دیکشنری انگلیسی به فارسی

معنی validate به فارسی

معتبر کردن، اعتبار بخشیدن، دارای ارزش قانونی کردن

بریتانیایی: /ˈvæl.ɪ.deɪt/ آمریکایی: /ˈvæl.ə.deɪt/

راهنمای خواندن و تمرین تلفظ

همهٔ معنی‌ها و مثال‌های این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژه‌های وب‌سایت محدود است؛ برای جست‌وجوی واژه‌های بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.

ریشه‌شناسی

From valid + -ate.

فعل

سوم‌شخص مفرد
validates
وجه وصفی حال
validating
گذشته ساده
validated
اسم مفعول
validated
۱.

معتبر کردن، اعتبار بخشیدن، دارای ارزش قانونی کردن

گذرا

To render valid.

Every treaty must be validated by the vote of the Congress.

هر قرارداد باید با رای کنگره دارای اعتبار قانونی بشود.

متضادها: invalidate

۲.

تایید کردن، اثبات کردن

گذرا

To check or prove the validity of; verify.

Their testimony validated my claim.

گواهی آنها ادعای مرا تایید کرد.

متضادها: disprove

۳.

معتبر بودن، اثبات شدن

ambitransitive

To have its validity successfully proven.

The data file cannot be imported because it doesn't validate.

فایل داده نمی‌تواند وارد شود زیرا معتبر نیست.

این واژه را چطور یاد بگیریم؟

یک معنی متناسب با متنی که می‌خوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.

ساخت فلش‌کارت کاربردی · روش مرور با جعبه لایتنر

از معنی تا یادگیری

واژه validate را در لایتنری تمرین کنید

در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلش‌کارت و جعبه لایتنر نگه دارید.