دیکشنری انگلیسی به فارسی

معنی unsurpassed به فارسی

بی‌نظیر، بی‌همتا، سرآمد

بریتانیایی: /ˌʌn.səˈpɑːst/ آمریکایی: /ˌʌn.sɚˈpæst/

راهنمای خواندن و تمرین تلفظ

همهٔ معنی‌ها و مثال‌های این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژه‌های وب‌سایت محدود است؛ برای جست‌وجوی واژه‌های بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.

ریشه‌شناسی

From un- + surpassed.

صفت

۱.

بی‌نظیر، بی‌همتا، سرآمد

Not exceeded by others; unmatched.

Her skill is unsurpassed.

مهارت او بی‌نظیر است.

مترادف‌ها: unequaled، unmatched، unparalleled، unrivaled، superlative

این واژه را چطور یاد بگیریم؟

یک معنی متناسب با متنی که می‌خوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.

ساخت فلش‌کارت کاربردی · روش مرور با جعبه لایتنر

از معنی تا یادگیری

واژه unsurpassed را در لایتنری تمرین کنید

در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلش‌کارت و جعبه لایتنر نگه دارید.