دیکشنری انگلیسی به فارسی

معنی unsupervised به فارسی

بدون نظارت، نظارت‌نشده

بریتانیایی: /ʌnˈsuː.pə.vaɪzd/ آمریکایی: /ʌnˈsuː.pɚ.vaɪzd/

راهنمای خواندن و تمرین تلفظ

همهٔ معنی‌ها و مثال‌های این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژه‌های وب‌سایت محدود است؛ برای جست‌وجوی واژه‌های بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.

ریشه‌شناسی

From un- + supervised.

صفت

صفت تفضیلی
more unsupervised
صفت عالی
most unsupervised
۱.

بدون نظارت، نظارت‌نشده

Not supervised; not being constantly observed.

Stop letting your children run around unsupervised!

بگذارید بچه‌هایتان بدون نظارت این‌ور و آن‌ور نروند!

این واژه را چطور یاد بگیریم؟

یک معنی متناسب با متنی که می‌خوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.

ساخت فلش‌کارت کاربردی · روش مرور با جعبه لایتنر

از معنی تا یادگیری

واژه unsupervised را در لایتنری تمرین کنید

در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلش‌کارت و جعبه لایتنر نگه دارید.