دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی unimpeded به فارسی
بدون مانع، آزاد، بیدردسر
بریتانیایی: /ˌʌn.ɪmˈpiː.dɪd/ آمریکایی: /ˌʌn.ɪmˈpiː.dɪd/
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
ریشهشناسی
From un- + impeded.
صفت
- صفت تفضیلی
- more unimpeded
- صفت عالی
- most unimpeded
۱.
بدون مانع، آزاد، بیدردسر
Free from obstructions.
Please allow unimpeded access to the fire escape.
لطفاً دسترسی بدون مانع به راهپله فرار را فراهم کنید.
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه unimpeded را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.