دیکشنری انگلیسی به فارسی

معنی ultrasound به فارسی

صدایی با فرکانس بالاتر از حد بالایی شنوایی انسان، تقریباً ۲۰ کیلوهرتز

بریتانیایی: /ˈʌl.trə.saʊnd/ آمریکایی: /ˈʌl.trə.saʊnd/

راهنمای خواندن و تمرین تلفظ

همهٔ معنی‌ها و مثال‌های این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژه‌های وب‌سایت محدود است؛ برای جست‌وجوی واژه‌های بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.

ریشه‌شناسی

From ultra- + sound.

اسم

جمع
ultrasounds
شمارش‌پذیری
countable and uncountable
۱.

صدایی با فرکانس بالاتر از حد بالایی شنوایی انسان، تقریباً ۲۰ کیلوهرتز

فیزیک

Sound with a frequency greater than the upper limit of human hearing, which is approximately 20 kilohertz.

Bats use ultrasound to navigate.

خفاش‌ها برای ناوبری از فراصوت استفاده می‌کنند.

متضادها: infrasound

۲.

استفاده از امواج فراصوت برای اهداف تشخیصی یا درمانی، اولتراسوند

پزشکی

The use of ultrasonic waves for diagnostic or therapeutic purposes.

The doctor used ultrasound to examine the patient's internal organs.

پزشک از اولتراسوند برای بررسی اندام‌های داخلی بیمار استفاده کرد.

فعل

سوم‌شخص مفرد
ultrasounds
وجه وصفی حال
ultrasounding
گذشته ساده
ultrasounded
اسم مفعول
ultrasounded
۳.

با اولتراسوند درمان کردن

گذراناگذرا

To treat with ultrasound.

The physiotherapist ultrasounded the injured muscle.

فیزیوتراپیست عضله آسیب‌دیده را با اولتراسوند درمان کرد.

این واژه را چطور یاد بگیریم؟

یک معنی متناسب با متنی که می‌خوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.

ساخت فلش‌کارت کاربردی · روش مرور با جعبه لایتنر

از معنی تا یادگیری

واژه ultrasound را در لایتنری تمرین کنید

در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلش‌کارت و جعبه لایتنر نگه دارید.