دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی ultrasound به فارسی
صدایی با فرکانس بالاتر از حد بالایی شنوایی انسان، تقریباً ۲۰ کیلوهرتز
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
ریشهشناسی
From ultra- + sound.
اسم
- جمع
- ultrasounds
- شمارشپذیری
- countable and uncountable
صدایی با فرکانس بالاتر از حد بالایی شنوایی انسان، تقریباً ۲۰ کیلوهرتز
Sound with a frequency greater than the upper limit of human hearing, which is approximately 20 kilohertz.
Bats use ultrasound to navigate.
خفاشها برای ناوبری از فراصوت استفاده میکنند.
متضادها: infrasound
استفاده از امواج فراصوت برای اهداف تشخیصی یا درمانی، اولتراسوند
The use of ultrasonic waves for diagnostic or therapeutic purposes.
The doctor used ultrasound to examine the patient's internal organs.
پزشک از اولتراسوند برای بررسی اندامهای داخلی بیمار استفاده کرد.
فعل
- سومشخص مفرد
- ultrasounds
- وجه وصفی حال
- ultrasounding
- گذشته ساده
- ultrasounded
- اسم مفعول
- ultrasounded
با اولتراسوند درمان کردن
To treat with ultrasound.
The physiotherapist ultrasounded the injured muscle.
فیزیوتراپیست عضله آسیبدیده را با اولتراسوند درمان کرد.
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه ultrasound را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.