دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی rhetoric به فارسی
مربوط به فن خطابه، بلاغی
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
مدخل ۱
شکلهای دیگر: rhetorick obsolete
ریشهشناسی
From Middle English rethorik, from Latin rhetoricus, from Greek rhētorikos.
صفت
مربوط به فن خطابه، بلاغی
Synonym of rhetorical.
The speech was purely rhetoric.
سخنرانی صرفاً بلاغی بود.
مدخل ۲
ریشهشناسی
From Middle English rethorik, from Old French rhetorique, from Latin rhetorica, from Greek rhētorikē.
اسم
- جمع
- rhetorics
- شمارشپذیری
- countable and uncountable
فن خطابه، بلاغت، سخنوری
The art of using language, especially public speaking, as a means to persuade.
The politician's speech was full of persuasive rhetoric.
سخنرانی سیاستمدار پر از سخنوری قانعکننده بود.
مترادفها: speechcraft، wordcraft
لفاظی پوچ و بیمحتوا
Meaningless language with an exaggerated style intended to impress.
It's only so much rhetoric.
این فقط یک لفاظی بیش نیست.
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه rhetoric را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.