دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی reversal به فارسی
وضعیت معکوس شدن، وارونگی
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
مدخل ۱
ریشهشناسی
From Middle English reversall; equivalent to reverse + -al.
اسم
- جمع
- reversals
- شمارشپذیری
- countable and uncountable
وضعیت معکوس شدن، وارونگی
The state of being reversed.
The reversal of the decision was unexpected.
وارونگی تصمیم غیرمنتظره بود.
یک مورد معکوس شدن، وارونسازی
An instance of reversing.
The reversal of rotation caused the machine to stop.
وارونسازی چرخش باعث توقف دستگاه شد.
مترادفها: reversion
بدبیاری، واژگونی بخت و اقبال
A change in fortune; a change from being successful to having problems.
In spite of early reversals, he finally succeeded.
با وجود بدبیاریهای اولیه در پایان کار موفق شد.
مدخل ۲
ریشهشناسی
From French réversal or Medieval Latin reversālis.
صفت
معکوسکننده، حاکی از وارونگی
Intended to reverse; implying reversal.
The reversal gear allows the vehicle to move backward.
دنده معکوس به خودرو امکان حرکت به عقب را میدهد.
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه reversal را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.