دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی rev به فارسی
دور موتور را زیاد کردن، گاز دادن
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
مدخل ۱
ریشهشناسی
Abbreviation of revolutions.
فعل
- سومشخص مفرد
- revs
- وجه وصفی حال
- revving
- گذشته ساده
- revved
- اسم مفعول
- revved
دور موتور را زیاد کردن، گاز دادن
To increase the speed of a motor, or to operate at a higher speed.
He revved the engine in a rather macho style.
او با سبکی مغرورانه دور موتور را زیاد کرد.
مدخل ۲
ریشهشناسی
Abbreviation of revolution.
اسم
- جمع
- revs
چرخش، دور، گردش
A revolution of something spinning.
The engine runs at 3000 revs per minute.
موتور با ۳۰۰۰ دور در دقیقه کار میکند.
مدخل ۳
اسم
درآمد
Revenue.
The company reported an increase in rev this quarter.
شرکت افزایش درآمد را در این فصل گزارش داد.
مدخل ۴
اسم
- جمع
- revs
کشیش، روحانی
Abbreviation of reverend.
Rev. Smith gave a sermon.
کشیش اسمیت خطبهای ایراد کرد.
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه rev را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.