دیکشنری انگلیسی به فارسی

معنی refined به فارسی

پالایش شده، تصفیه شده، خالص

بریتانیایی: /rɪˈfaɪnd/ آمریکایی: /rɪˈfaɪnd/

راهنمای خواندن و تمرین تلفظ

همهٔ معنی‌ها و مثال‌های این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژه‌های وب‌سایت محدود است؛ برای جست‌وجوی واژه‌های بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.

صفت

۱.

پالایش شده، تصفیه شده، خالص

Purified, filtered, or distilled; free from impurities.

refined gold

طلای ناب

۲.

فرهیخته، با معرفت، دارای سلیقهٔ عالی

Cultivated, civilized, having fine manners or style.

She has a refined taste in music and art.

او در موسیقی و هنر سلیقهٔ فرهیخته‌ای دارد.

۳.

دقیق و ظریف، بهبود بخشیده

Precise, delicate, or improved; showing careful attention to detail.

The chef's refined technique made the dish exquisite.

تکنیک دقیق و ظریف سرآشپز غذا را فوق‌العاده کرد.

این واژه را چطور یاد بگیریم؟

یک معنی متناسب با متنی که می‌خوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.

ساخت فلش‌کارت کاربردی · روش مرور با جعبه لایتنر

از معنی تا یادگیری

واژه refined را در لایتنری تمرین کنید

در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلش‌کارت و جعبه لایتنر نگه دارید.