دیکشنری انگلیسی به فارسی

معنی recur به فارسی

تکرار شدن، دوباره روی دادن، دوباره پدیدار شدن

بریتانیایی: /rɪˈkɜːr/ آمریکایی: /rɪˈkɝː/

راهنمای خواندن و تمرین تلفظ

همهٔ معنی‌ها و مثال‌های این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژه‌های وب‌سایت محدود است؛ برای جست‌وجوی واژه‌های بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.

ریشه‌شناسی

From Latin recurrō, from re- (back) + currō (to run).

فعل

سوم‌شخص مفرد
recurs
وجه وصفی حال
recurring
گذشته ساده
recurred
اسم مفعول
recurred
۱.

تکرار شدن، دوباره روی دادن، دوباره پدیدار شدن

ناگذرا

To happen again, especially repeatedly.

The theme of the prodigal son recurs later in the third act.

مضمون پسر ولگرد بعداً در پرده سوم تکرار می‌شود.

۲.

عود کردن، دوباره ظاهر شدن (بیماری)

ناگذراپزشکی

Of a disease or symptom: to happen again, especially after remission.

The patient's symptoms recurred after treatment.

علائم بیمار پس از درمان دوباره ظاهر شد.

۳.

بازگشتن، رجعت کردن، دوباره خطور کردن (خاطره یا اندیشه)

ناگذرا

Of a memory, thought, etc.: to come to mind again.

Recurring memories of the accident haunted him.

خاطرات مکرر تصادف او را آزار می‌داد.

۴.

به موضوعی بازگشتن (در گفتار یا اندیشه)

ناگذراقدیمی

To go back to a subject in speech or thought.

Whenever the debate grew long, he would recur to the first question, as if it still required an answer.

هرگاه بحث طولانی می‌شد، او به سؤال اول بازمی‌گشت، انگار پاسخ آن هنوز لازم بود.

۵.

متوسل شدن به کسی یا چیزی برای کمک

ناگذراقدیمی

To have recourse to someone or something for help.

In times of trouble, a wise man would recur to his old friend for counsel.

در مواقع دشواری، خردمند به دوست قدیمی خود برای مشورت متوسل می‌شد.

۶.

بازگشتی اجرا شدن، بازگشت کردن (در برنامه‌نویسی)

ناگذرارایانه

Synonym of recurse: to execute a procedure recursively.

The function recurs until the base case is reached.

تابع تا رسیدن به حالت پایه بازگشتی اجرا می‌شود.

۷.

تکرار شدن (رقم در اعشار)، متناوب بودن

ناگذراریاضی

Of a digit or group of digits in a decimal: to repeat indefinitely.

One-third can be written as 0.3333..., or point three-recurring.

یک سوم را می‌توان به صورت ۰٫۳۳۳۳... یا سه ممیز سه متناوب نوشت.

۸.

بازگشتن (به مکان یا فعالیت)

ناگذرامنسوخ

To return to a place or activity.

After many years abroad he recurred to his homeland, finding that nothing had truly changed.

پس از سال‌ها دوری از وطن، به وطن بازگشت و یافت که هیچ چیز واقعاً تغییر نکرده بود.

این واژه را چطور یاد بگیریم؟

یک معنی متناسب با متنی که می‌خوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.

ساخت فلش‌کارت کاربردی · روش مرور با جعبه لایتنر

از معنی تا یادگیری

واژه recur را در لایتنری تمرین کنید

در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلش‌کارت و جعبه لایتنر نگه دارید.