دیکشنری انگلیسی به فارسی

معنی realism به فارسی

واقع‌گرایی، واقع‌بینی، توجه به واقعیت و رد امور غیرعملی و خیالی

بریتانیایی: /ˈrɪə.lɪ.zəm/ آمریکایی: /ˈriː.ə-/

راهنمای خواندن و تمرین تلفظ

همهٔ معنی‌ها و مثال‌های این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژه‌های وب‌سایت محدود است؛ برای جست‌وجوی واژه‌های بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.

ریشه‌شناسی

From real + -ism.

اسم

جمع
realisms
شمارش‌پذیری
countable and uncountable
۱.

واقع‌گرایی، واقع‌بینی، توجه به واقعیت و رد امور غیرعملی و خیالی

A concern for fact or reality and rejection of the impractical and visionary.

His realism helped him make practical decisions.

واقع‌گرایی او به او در تصمیم‌گیری‌های عملی کمک کرد.

واژه‌های خاص‌تر: realpolitik

واژه‌های هم‌رده: realisticness

۲.

واقع‌گرایی، بازنمایی هنری واقعیت آن‌گونه که هست

هنر

An artistic representation of reality as it is.

The artist's work is known for its realism and attention to detail.

کار هنرمند به خاطر واقع‌گرایی و توجه به جزئیات شناخته شده است.

۳.

واقع‌گرایی علمی، دیدگاهی که بر اساس آن واقعیت خارجی مستقل از مشاهده وجود دارد

علوم

The viewpoint that an external reality exists independent of observation.

Scientific realism holds that unobservable entities exist.

واقع‌گرایی علمی معتقد است که موجودات غیرقابل مشاهده وجود دارند.

۴.

واقع‌گرایی فلسفی، نظریه‌ای که بر اساس آن کلیات واقعی هستند و از مصادیق خود متمایزند

فلسفه

A doctrine that universals are real: they exist and are distinct from the particulars that instantiate them.

Realism in philosophy contrasts with nominalism.

واقع‌گرایی در فلسفه در مقابل نام‌گرایی قرار دارد.

متضادها: nominalism، antirealism

این واژه را چطور یاد بگیریم؟

یک معنی متناسب با متنی که می‌خوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.

ساخت فلش‌کارت کاربردی · روش مرور با جعبه لایتنر

از معنی تا یادگیری

واژه realism را در لایتنری تمرین کنید

در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلش‌کارت و جعبه لایتنر نگه دارید.