دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی realism به فارسی
واقعگرایی، واقعبینی، توجه به واقعیت و رد امور غیرعملی و خیالی
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
ریشهشناسی
From real + -ism.
اسم
- جمع
- realisms
- شمارشپذیری
- countable and uncountable
واقعگرایی، واقعبینی، توجه به واقعیت و رد امور غیرعملی و خیالی
A concern for fact or reality and rejection of the impractical and visionary.
His realism helped him make practical decisions.
واقعگرایی او به او در تصمیمگیریهای عملی کمک کرد.
واژههای خاصتر: realpolitik
واژههای همرده: realisticness
واقعگرایی، بازنمایی هنری واقعیت آنگونه که هست
An artistic representation of reality as it is.
The artist's work is known for its realism and attention to detail.
کار هنرمند به خاطر واقعگرایی و توجه به جزئیات شناخته شده است.
واقعگرایی علمی، دیدگاهی که بر اساس آن واقعیت خارجی مستقل از مشاهده وجود دارد
The viewpoint that an external reality exists independent of observation.
Scientific realism holds that unobservable entities exist.
واقعگرایی علمی معتقد است که موجودات غیرقابل مشاهده وجود دارند.
واقعگرایی فلسفی، نظریهای که بر اساس آن کلیات واقعی هستند و از مصادیق خود متمایزند
A doctrine that universals are real: they exist and are distinct from the particulars that instantiate them.
Realism in philosophy contrasts with nominalism.
واقعگرایی در فلسفه در مقابل نامگرایی قرار دارد.
متضادها: nominalism، antirealism
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه realism را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.