دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی rationality به فارسی
خردپذیری، خردمندی، بخردی
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
ریشهشناسی
From rational + -ity, from French rationalité, from Late Latin rationalitas.
اسم
- جمع
- rationalities
- شمارشپذیری
- usually uncountable
خردپذیری، خردمندی، بخردی
The quality or state of being rational; due exercise of reason; reasonableness.
His sudden loss of rationality was brought on by excess drink.
از دست دادن ناگهانی خردپذیری او ناشی از نوشیدن بیش از حد بود.
مترادفها: rationalness
ملاحظه عینی
Objective consideration.
Such a discussion deserves rationality, not emotional gut reactions.
چنین بحثی شایسته منطقی بودن است، نه واکنشهای احساسی.
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه rationality را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.