دیکشنری انگلیسی به فارسی

معنی queer به فارسی

عجیب و غریب، غیرعادی، نامانوس

بریتانیایی: /kwɪər/ آمریکایی: /kwɪr/

راهنمای خواندن و تمرین تلفظ

همهٔ معنی‌ها و مثال‌های این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژه‌های وب‌سایت محدود است؛ برای جست‌وجوی واژه‌های بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.

شکل‌های دیگر: qwer Bermuda

The word queer is still in regular, everyday use in Ireland, England and Scotland in its original meaning of 'strange', 'weird' or 'bad'. Elsewhere, however, this usage has almost completely disappeared and is now likely to be misunderstood by those unaware of it. If used in a modern setting, it may even be seen as callous to LGBTQIA+ people.

ریشه‌شناسی

From Middle Low German queer, meaning oblique or off-center.

صفت

صفت تفضیلی
queerer
صفت عالی
queerest
۱.

عجیب و غریب، غیرعادی، نامانوس

قدیمیبریتانیاییایرلندیاسکاتلندی

Weird, odd, or different; whimsical.

The queer clock in the church tower chimed at odd hours, drawing curious glances.

ساعـت عجیبِ برج کلیسا در ساعات نامتعارف به صدا درمی‌آمد و نگاه‌های کنجکاو را جلب می‌کرد.

مترادف‌ها: strange، odd

۲.

کمی بیمار، کسل، ناخوش

بریتانیاییخودمانیقدیمی

Slightly unwell (mainly in 'to feel queer').

After the long voyage, she woke feeling a bit queer and lay back down.

بعد از سفر طولانی، او احساس ناخوشی خفیفی کرد و دوباره استراحت کرد.

۳.

مست

بریتانیاییزبان عامیانه

Drunk.

He got queer at the party.

او در مهمانی مست کرد.

۴.

همجنس‌گرا

خودمانیگاهی تحقیرآمیز

Homosexual.

Some people use the word 'queer' to describe someone who is gay.

برخی افراد از کلمه 'کوییر' برای توصیف کسی که همجنس‌گرا است استفاده می‌کنند.

مترادف‌ها: gay

۵.

غیردگرجنس‌گرا یا غیرهمسوجنسیتی

خودمانیگاهی تحقیرآمیز

Non-heterosexual or non-cisgender: homosexual, bisexual, asexual, transgender, etc.

The queer community includes many diverse identities.

جامعه‌ی کوییر شامل هویت‌های متنوع بسیاری است.

۶.

مربوط به رفتار یا هویت جنسی یا جنسیتی که با هنجارهای دگرجنس‌گرایانه یا همسوجنسیتی مرسوم مطابقت ندارد

به طور کلی

Pertaining to sexual or gender behaviour or identity which does not conform to conventional heterosexual or cisgender norms, assumptions etc.

The queer community is diverse.

جامعه‌ی کوییر متنوع است.

اسم

جمع
queers
۷.

همجنس‌گرا

خودمانیگاهی تحقیرآمیز

A person who is or appears homosexual, or who has homosexual qualities.

He was called a queer by his classmates.

همکلاسی‌هایش او را کوییر صدا می‌زدند.

واژه‌های عام‌تر: LGBTQ

۸.

فردی با هر گرایش جنسی غیردگرجنس‌گرا

خودمانیگاهی تحقیرآمیز

A person of any non-heterosexual sexuality or sexual identity.

Many queers attend the pride parade.

بسیاری از افراد کوییر در رژه غرور شرکت می‌کنند.

۹.

فردی با هویت جنسیتی غیردودویی

خودمانیگاهی تحقیرآمیز

A person of any genderqueer identity.

They identify as a queer.

آن‌ها خود را یک فرد کوییر می‌دانند.

۱۰.

پول جعلی

معرفهبا 'the'خودمانیقدیمی

Counterfeit money.

The farmer refused to take the queer, insisting it could be counterfeit.

کشاورز از قبول پول جعلی امتناع کرد و اصرار داشت که ممکن است تقلبی باشد.

مترادف‌ها: funny money، snide

فعل

سوم‌شخص مفرد
queers
وجه وصفی حال
queering
گذشته ساده
queered
اسم مفعول
queered
۱۱.

به هم زدن، خنثی کردن

گذراقدیمی

To render an endeavor or agreement ineffective or null.

A sudden thunderstorm queered their attempt to set up the tent.

طوفان ناگهانی تلاش آنها برای برپای چادر را نقش بر آب کرد.

مترادف‌ها: invalidate

۱۲.

متحیر کردن، گیج کردن

بریتانیاییگویشیقدیمی

To puzzle.

The cryptic clue queered him, and he wracked his brain.

این سرنخ مبهم او را گیج کرد و مغزش را به کار انداخت.

۱۳.

مسخره کردن، دست انداختن

زبان عامیانهقدیمی

To ridicule; to banter; to rally.

They queered him for his accent at the village fair.

آنها در جشن روستا به لهجه‌اش طعنه زدند و او را دست انداختند.

۱۴.

خراب کردن، نقش بر آب کردن

زبان عامیانهقدیمی

To spoil the effect or success of, as by ridicule; to throw a wet blanket on; to spoil.

A sour remark queered the mood of the gathering.

یک جملهٔ تلخ حال و هوای جمع را خراب کرد.

۱۵.

با دیدگاه نظریه‌ی کوییر بازتفسیر کردن

علوم اجتماعی

To reevaluate or reinterpret (a work) with an eye to sexual orientation and/or to gender, as by applying queer theory.

Scholars queer the text to reveal hidden meanings.

محققان متن را با دیدگاه کوییر بازتفسیر می‌کنند تا معانی پنهان را آشکار کنند.

مترادف‌ها: queerify

۱۶.

برای افراد الجی‌بی‌تی جذاب‌تر کردن

زبان عامیانهال‌جی‌بی‌تی‌کیونئولوژیسم

To make a work more appealing or attractive to LGBT people, such as by not having strict genders for playable characters.

The game developer queered the character creation system.

توسعه‌دهنده بازی سیستم ساخت شخصیت را برای افراد الجی‌بی‌تی جذاب‌تر کرد.

قید

۱۷.

به طور عجیب

Queerly.

He looked queer at me.

او به طرز عجیبی به من نگاه کرد.

۱۸.

بسیار، خیلی

ایرلندی

Very, extremely.

Twas a queer bachram in the pub that night!

آن شب در میخانه عیاشی بسیار بود!

مترادف‌ها: mighty، wicked

اصطلاح‌ها و عبارت‌ها

be in queer street

۱۹.

گرفتاری مالی داشتن

بریتانیاییخودمانی

To be in financial difficulty.

After losing his job, he found himself in queer street.

بعد از از دست دادن شغلش، خود را در تنگنای مالی یافت.

be queer for

۲۰.

دیوانه‌ی چیزی یا کاری بودن

آمریکاییخودمانی

To be extremely enthusiastic about something or someone.

He's queer for vintage cars.

او دیوانه‌ی ماشین‌های کلاسیک است.

queer one's pitch

۲۱.

نقشه‌ی کسی را به هم زدن، کار کسی را خراب کردن

خودمانی

To spoil someone's plans or chances.

His sudden resignation queered my pitch for the project.

استعفای ناگهانی او نقشه‌ی مرا برای پروژه خراب کرد.

عبارت‌های مرتبط

be queer for
دیوانه‌ی چیزی یا کاری بودن
queer one's pitch
نقشه‌ی کسی را به هم زدن، کار کسی را خراب کردن
be in queer street
گرفتاری مالی داشتن

این واژه را چطور یاد بگیریم؟

یک معنی متناسب با متنی که می‌خوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.

ساخت فلش‌کارت کاربردی · روش مرور با جعبه لایتنر

از معنی تا یادگیری

واژه queer را در لایتنری تمرین کنید

در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلش‌کارت و جعبه لایتنر نگه دارید.