دیکشنری انگلیسی به فارسی

معنی protocol به فارسی

صورتجلسه، پیش‌نویس معاهده یا قرارداد، توافق‌نامه

بریتانیایی: /ˈprəʊ.tə.kɒl/ آمریکایی: /ˈproʊ.t̬ə.kɑːl/

راهنمای خواندن و تمرین تلفظ

همهٔ معنی‌ها و مثال‌های این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژه‌های وب‌سایت محدود است؛ برای جست‌وجوی واژه‌های بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.

ریشه‌شناسی

From Middle French protocole, from Late Latin protocollum, from Greek πρωτόκολλον (first sheet glued onto a manuscript).

اسم

جمع
protocols
شمارش‌پذیری
countable and uncountable
۱.

صورتجلسه، پیش‌نویس معاهده یا قرارداد، توافق‌نامه

تاریخی

The minutes or official record of a negotiation or transaction, especially a document forming the legal basis for subsequent agreements.

The protocol of the mediation was read aloud to the assembly, detailing every pledge and concession.

صورتجلسهٔ میانجیگری برای مجلس با صدای بلند خوانده شد و هر تعهد و امتیاز را به تفصیل توضیح داد.

۲.

متمم معاهده، پشت‌بند پیمان

حقوق بین‌الملل

An amendment to an official treaty.

The countries signed a protocol to update the existing treaty.

کشورها یک متمم معاهده برای به‌روزرسانی پیمان موجود امضا کردند.

۳.

روش دقیق انجام آزمایش، پروتکل آزمایش

علوم

The precise method for carrying out or reproducing a given experiment.

Follow the protocol carefully to ensure accurate results.

پروتکل را با دقت دنبال کنید تا نتایج دقیق به دست آید.

مترادف‌ها: procedure

۴.

پروتکل، تشریفات، قوانین رسمی رفتار

The official rules and guidelines for heads of state and other dignitaries, governing accepted behaviour in relations with other diplomatic representatives or over affairs of state.

The protocol requires diplomats to follow strict rules of etiquette.

پروتکل از دیپلمات‌ها می‌خواهد که قوانین سخت‌گیرانه‌ای را در آداب معاشرت رعایت کنند.

۵.

پروتکل، داده‌سامان

رایانه

A set of formal rules describing how to transmit or exchange data, especially across a network.

The computer network uses a specific protocol to manage data transmission.

شبکه کامپیوتری از پروتکل خاصی برای مدیریت انتقال داده استفاده می‌کند.

فعل

سوم‌شخص مفرد
protocols
وجه وصفی حال
protocoling، protocolling
گذشته ساده
protocoled، protocolled
اسم مفعول
protocoled، protocolled
۶.

پیش‌نویس کردن (قرارداد و معاهده و غیره)، پیوندنامه نوشتن

گذرامنسوخ

To make a protocol of.

The envoys protocol a draft of the treaty, detailing the terms that would bind the partners.

نمایندگان برای پیش‌نویس کردن یک پروتکلِ معاهده، بندهای مربوطه را روشن کردند.

این واژه را چطور یاد بگیریم؟

یک معنی متناسب با متنی که می‌خوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.

ساخت فلش‌کارت کاربردی · روش مرور با جعبه لایتنر

از معنی تا یادگیری

واژه protocol را در لایتنری تمرین کنید

در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلش‌کارت و جعبه لایتنر نگه دارید.