دیکشنری انگلیسی به فارسی

معنی probability به فارسی

احتمال، شایمندی، شایمانی، گمانایی

بریتانیایی: /ˌprɒb.əˈbɪl.ə.ti/ آمریکایی: /ˌprɑː.bəˈbɪl.ə.t̬i/

راهنمای خواندن و تمرین تلفظ

همهٔ معنی‌ها و مثال‌های این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژه‌های وب‌سایت محدود است؛ برای جست‌وجوی واژه‌های بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.

ریشه‌شناسی

From Middle French probabilité, from Latin probabilitas.

اسم

جمع
probabilities
شمارش‌پذیری
countable and uncountable
۱.

احتمال، شایمندی، شایمانی، گمانایی

The state of being probable.

His story lacks probability.

داستان او فاقد شایمندی (احتمال) است.

مترادف‌ها: likelihood، likeliness، probableness

۲.

هر چیز محتمل، رویداد محتمل

An event that is likely to occur.

His appointment to the job is a probability.

انتصاب او به این شغل محتمل است.

۳.

احتمال وقوع، شایمانی

The relative likelihood of an event happening.

The probability of earthquake is high.

احتمال (وقوع) زلزله زیاد است.

۴.

احتمال، شایمانی، احتمال وقوع

ریاضی

A number, between 0 and 1, expressing the precise likelihood of an event happening.

The probability of an event A occurring is denoted P(A).

احتمال وقوع رویداد A با P(A) نشان داده می‌شود.

اصطلاح‌ها و عبارت‌ها

in all probability

۵.

به احتمال زیاد، خیلی امکان دارد (که)، بسیار شایند است (که)

Very likely; almost certainly.

In all probability, we will finish the project on time.

به احتمال زیاد، پروژه را به موقع تمام خواهیم کرد.

عبارت‌های مرتبط

in all probability
به احتمال زیاد، خیلی امکان دارد (که)، بسیار شایند است (که)

واژه‌های مرتبط

این واژه را چطور یاد بگیریم؟

یک معنی متناسب با متنی که می‌خوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.

ساخت فلش‌کارت کاربردی · روش مرور با جعبه لایتنر

از معنی تا یادگیری

واژه probability را در لایتنری تمرین کنید

در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلش‌کارت و جعبه لایتنر نگه دارید.