دیکشنری انگلیسی به فارسی

معنی prevalent به فارسی

رایج، متداول، باب، مرسوم، رواج‌دار

بریتانیایی: /ˈprev.əl.ənt/ آمریکایی: /ˈprev.əl.ənt/

راهنمای خواندن و تمرین تلفظ

همهٔ معنی‌ها و مثال‌های این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژه‌های وب‌سایت محدود است؛ برای جست‌وجوی واژه‌های بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.

شکل‌های دیگر: prævalent archaic؛ prevailent nonstandard

ریشه‌شناسی

From Latin praevalēns.

صفت

صفت تفضیلی
more prevalent
صفت عالی
most prevalent
۱.

رایج، متداول، باب، مرسوم، رواج‌دار

Widespread or preferred.

the beliefs prevalent among these tribes

عقاید رایج در میان این طوایف

مترادف‌ها: common، rife

۲.

غالب، شایع

Superior in frequency or dominant.

Influenza is more prevalent in the winter months.

آنفولانزا در ماه‌های زمستان غالب‌تر است.

اسم

جمع
prevalents
۳.

گونه‌ای که در یک منطقه شایع است

زیست‌شناسی

A species that is prevalent in a certain area.

This plant is prevalent in the region.

این گیاه در منطقه شایع است.

اصطلاح‌ها و عبارت‌ها

prevalence

۴.

شیوع

The condition of being widespread or common.

The prevalence of the disease has decreased.

شیوع این بیماری کاهش یافته است.

۵.

گستردگی، رواج، عمومیت

The state of being prevalent; widespread occurrence.

The prevalence of smartphones has changed communication.

گستردگی گوشی‌های هوشمند ارتباطات را تغییر داده است.

عبارت‌های مرتبط

prevalence
شیوع
prevalence
گستردگی، رواج، عمومیت

این واژه را چطور یاد بگیریم؟

یک معنی متناسب با متنی که می‌خوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.

ساخت فلش‌کارت کاربردی · روش مرور با جعبه لایتنر

از معنی تا یادگیری

واژه prevalent را در لایتنری تمرین کنید

در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلش‌کارت و جعبه لایتنر نگه دارید.