دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی pretended به فارسی
ساختگی، دروغین، بدلی، وانمودین، ظاهری
بریتانیایی: /prɪˈtendɪd/ آمریکایی: /prɪˈtendɪd/
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
صفت
۱.
ساختگی، دروغین، بدلی، وانمودین، ظاهری
Professed, ostensibly, seemingly; feigned, made-up, faked.
a pretended smile
لبخند دروغی
pretended friendship
دوستی ظاهری
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه pretended را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.