دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی pickpocket به فارسی
جیببر
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
شکلهای دیگر: pick-pocket
ریشهشناسی
From pick + pocket.
اسم
- جمع
- pickpockets
- شمارشپذیری
- countable
جیببر
One who steals from the pocket of a passerby, usually by sleight of hand.
The pickpocket stole my wallet on the crowded bus.
جیببر کیف پول من را در اتوبوس شلوغ دزدید.
مترادفها: dip، cutpurse
فعل
- سومشخص مفرد
- pickpockets
- وجه وصفی حال
- pickpocketing
- گذشته ساده
- pickpocketed
- اسم مفعول
- pickpocketed
جیببری کردن، دزدیدن
To pick pockets; to steal.
He was caught pickpocketing tourists.
او در حال جیببری از گردشگران دستگیر شد.
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه pickpocket را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.