دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی photography به فارسی
هنر و علم عکسبرداری، عکاسی، فروغهبرداری
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
ریشهشناسی
From French photographie, from photo- + -graphy, meaning drawing with light.
اسم
- جمع
- photographies
- شمارشپذیری
- usually uncountable
هنر و علم عکسبرداری، عکاسی، فروغهبرداری
The art and technology of producing images on photosensitive surfaces, and its digital counterpart.
go on a photography course
در یک دوره عکاسی شرکت کردن
black and white photography
عکسبرداری سیاه و سفید
شغل عکاسی، عکسبرداری حرفهای
The occupation of taking (and often printing) photographs.
Iraj's hobby is photography.
سرگرمی ایرج عکاسی است.
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه photography را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.