دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی petulant به فارسی
زود خشم، بهانهگیر، بدخلق
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
ریشهشناسی
From Middle French, from Latin petulāns, akin to petō (to ask for).
صفت
- صفت تفضیلی
- more petulant
- صفت عالی
- most petulant
زود خشم، بهانهگیر، بدخلق
Childishly irritable.
Lack of sleep is causing Dave's recent petulant behavior.
کمبود خواب باعث رفتار بهانهگیرانهی اخیر دیو شده است.
مترادفها: bad-tempered، crabby، grouchy، huffy
متضادها: easygoing
پررو، بیحیا، گستاخ، خودسر
Forward; pert; insolent; wanton.
The petulant youth snapped his glove and told them to mind their own business.
جوان پررو دستکشش را به هم زد و به آنها گفت که به کار خود مشغول باشند.
مترادفها: brazen، flippant، impertinent
اصطلاحها و عبارتها
petulance
بهانه گیری، ایراد گیری، فیومهگیری، کژ خلقی، بد خلقی
The quality of being childishly irritable or bad-tempered.
that spoilt child's petulance
بد خلقی آن کودک لوس
عبارتهای مرتبط
- petulance
- بهانه گیری، ایراد گیری، فیومهگیری، کژ خلقی، بد خلقی
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه petulant را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.