دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی ownership به فارسی
مالکیت، دارا بودن، دارندگی
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
ریشهشناسی
From owner + -ship.
اسم
- جمع
- ownerships
- شمارشپذیری
- countable and uncountable
مالکیت، دارا بودن، دارندگی
The state of having complete legal control of something; possession; proprietorship.
land ownership
مالکیت زمین
مترادفها: possession، proprietorship
مسئولیت یا کنترل بر چیزی
Responsibility for or control over something.
The successful candidate will take ownership of all internal design projects.
نامزد موفق مسئولیت تمام پروژههای طراحی داخلی را بر عهده خواهد گرفت.
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه ownership را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.