دیکشنری انگلیسی به فارسی

معنی orbit به فارسی

مدار، پرگاره، گردجا

بریتانیایی: /ˈɔː.bɪt/ آمریکایی: /ˈɔːr.bɪt/

راهنمای خواندن و تمرین تلفظ

همهٔ معنی‌ها و مثال‌های این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژه‌های وب‌سایت محدود است؛ برای جست‌وجوی واژه‌های بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.

ریشه‌شناسی

From Latin orbita, meaning course or track.

اسم

جمع
orbits
شمارش‌پذیری
countable and uncountable
۱.

مدار، پرگاره، گردجا

نجوم

The curved path of one object around another, especially a celestial body.

The Moon's orbit around the Earth takes nearly one month.

مدار ماه به دور زمین نزدیک به یک ماه طول می‌کشد.

۲.

یک دور کامل گردش به دور یک جرم

نجوم

One complete circuit around an orbited body.

The satellite completed three orbits today.

ماهواره امروز سه دور کامل زد.

۳.

حالت گردش در مدار

uncountableنجوم

The state of moving in an orbit.

The spacecraft is now in orbit.

فضاپیما اکنون در مدار است.

۴.

مدار الکترون به دور هسته

فیزیک

The path of an electron around an atomic nucleus.

Electrons move in orbits around the nucleus.

الکترون‌ها در مدارهایی به دور هسته حرکت می‌کنند.

۵.

حوزه، محدوده، قلمرو

مجازی

A sphere of influence or area of activity.

Several countries came into the orbit of the Soviet Union.

کشورهای فراوانی در حوزه‌ی نفوذ اتحاد جماهیر شوروی قرار گرفتند.

۶.

حدقه‌ی چشم، چشمخانه

کالبدشناسی

The bony cavity in the skull containing the eyeball.

The doctor examined the patient's orbit for any signs of injury.

پزشک حدقه‌ی چشم بیمار را برای هر نشانه‌ای از آسیب بررسی کرد.

مترادف‌ها: eye socket

۷.

پوست دور چشم پرنده

جانورشناسی

The area around the eye of a bird or other animal.

The bright color of the bird's orbit makes it easy to identify.

رنگ روشن پوست دور چشم پرنده شناسایی آن را آسان می‌کند.

۸.

مجموعه نقاط مرتبط با تابع تحول یک سامانه دینامیکی

ریاضیات

A collection of points related by the evolution function of a dynamical system.

The orbit of a point under iteration can be chaotic.

مدار یک نقطه تحت تکرار می‌تواند آشوبناک باشد.

۹.

مجموعه عناصری از مجموعه X که یک عنصر مفروض توسط اعضای یک گروه تبدیل به آن‌ها منتقل می‌شود

هندسهنظریه گروه

The subset of elements of a set X to which a given element can be moved by members of a specified group of transformations.

The orbit of an element under a group action is an equivalence class.

مدار یک عنصر تحت عمل گروه یک کلاس هم‌ارزی است.

۱۰.

دور کامل بازی که در آن هر بازیکن یک بار بیگ بلایند گذاشته است

پوکرتگزاس هولدم

The number of hands such that each player has posted the big blind once.

I'll play one more orbit and then leave.

یک دور دیگر بازی می‌کنم و بعد می‌روم.

۱۱.

حالت هیجان یا عصبانیت شدید

عامیانه

A state of increased excitement, activity, or anger.

Dad went into orbit when I told him about the car.

بابا وقتی از ماشین بهش گفتم عصبانی شد.

فعل

سوم‌شخص مفرد
orbits
وجه وصفی حال
orbiting
گذشته ساده
orbited
اسم مفعول
orbited
۱۲.

در مدار حرکت کردن، دور زدن

گذراناگذرانجوم

To circle or revolve around another object or position.

The Earth orbits the Sun.

زمین به دور خورشید می‌چرخد.

۱۳.

در مدار قرار دادن

گذرانجوم

To place an object into an orbit around a planet.

A rocket was used to orbit the satellite.

یک موشک برای قرار دادن ماهواره در مدار استفاده شد.

مترادف‌ها: launch

۱۴.

به دور چیزی گشتن، دور چیزی چرخیدن

گذرا

To move around the general vicinity of something.

Children orbited their mother, asking for sweets.

بچه‌ها دور مادرشان می‌چرخیدند و شیرینی می‌خواستند.

مترادف‌ها: circumambulate

۱۵.

پس از جدایی در شبکه‌های اجتماعی دنبال کردن یا با کسی در ارتباط ماندن

گذراروابط عاشقانهرسانه اجتماعی

To continue to follow or engage with someone on social media after a breakup.

He still orbits her Instagram account.

او هنوز حساب اینستاگرامش را دنبال می‌کند.

این واژه را چطور یاد بگیریم؟

یک معنی متناسب با متنی که می‌خوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.

ساخت فلش‌کارت کاربردی · روش مرور با جعبه لایتنر

از معنی تا یادگیری

واژه orbit را در لایتنری تمرین کنید

در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلش‌کارت و جعبه لایتنر نگه دارید.