دیکشنری انگلیسی به فارسی

معنی one-on-one به فارسی

مستقیم بین دو نفر، رو در رو

بریتانیایی: /ˌwʌn.ɒnˈwʌn/ آمریکایی: /ˌwʌn.ɑːnˈwʌn/

راهنمای خواندن و تمرین تلفظ

همهٔ معنی‌ها و مثال‌های این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژه‌های وب‌سایت محدود است؛ برای جست‌وجوی واژه‌های بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.

ریشه‌شناسی

From one + on + one.

صفت

۱.

مستقیم بین دو نفر، رو در رو

کاناداآمریکااسترالیا

Involving direct communication or competition between two people.

The teacher offered to have a one-on-one meeting with each student.

معلم پیشنهاد داد که با هر دانش‌آموز رو در رویی مستقیم داشته باشد.

مترادف‌ها: one-to-one

۲.

یک مهاجم و یک مدافع، تن به تن

ورزشی

Involving one attacker and one defender.

In the final minutes, the two players went one-on-one.

در دقایق پایانی، دو بازیکن یک نفر با یک نفر بازی کردند.

۳.

یک‌به‌یک یا دوسویی

ریاضی

Bijective or injective.

The function is one-on-one.

تابع یک‌به‌یک است.

قید

۴.

به صورت رو در رو

In a one-on-one manner.

He was willing to go one-on-one with the District Attorney himself.

او حاضر بود خودش با دادستان منطقه رو در رو شود.

اسم

جمع
one-on-ones
شمارش‌پذیری
countable and uncountable
۵.

مسابقه یک‌به‌یک

A contest involving only one player on each side, especially of an activity often involving teams.

Why don't we play a little one-on-one until the others show up.

چرا تا وقتی بقیه برسند یک کم یک‌به‌یک بازی نمی‌کنیم؟

مترادف‌ها: triple O

این واژه را چطور یاد بگیریم؟

یک معنی متناسب با متنی که می‌خوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.

ساخت فلش‌کارت کاربردی · روش مرور با جعبه لایتنر

از معنی تا یادگیری

واژه one-on-one را در لایتنری تمرین کنید

در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلش‌کارت و جعبه لایتنر نگه دارید.