دیکشنری انگلیسی به فارسی
معنی one-on-one به فارسی
مستقیم بین دو نفر، رو در رو
همهٔ معنیها و مثالهای این واژه در دیکشنری لایتنری را اینجا بخوانید. تنها تعداد واژههای وبسایت محدود است؛ برای جستوجوی واژههای بیشتر، از اپلیکیشن لایتنری استفاده کنید.
ریشهشناسی
From one + on + one.
صفت
مستقیم بین دو نفر، رو در رو
Involving direct communication or competition between two people.
The teacher offered to have a one-on-one meeting with each student.
معلم پیشنهاد داد که با هر دانشآموز رو در رویی مستقیم داشته باشد.
مترادفها: one-to-one
یک مهاجم و یک مدافع، تن به تن
Involving one attacker and one defender.
In the final minutes, the two players went one-on-one.
در دقایق پایانی، دو بازیکن یک نفر با یک نفر بازی کردند.
یکبهیک یا دوسویی
Bijective or injective.
The function is one-on-one.
تابع یکبهیک است.
قید
به صورت رو در رو
In a one-on-one manner.
He was willing to go one-on-one with the District Attorney himself.
او حاضر بود خودش با دادستان منطقه رو در رو شود.
اسم
- جمع
- one-on-ones
- شمارشپذیری
- countable and uncountable
مسابقه یکبهیک
A contest involving only one player on each side, especially of an activity often involving teams.
Why don't we play a little one-on-one until the others show up.
چرا تا وقتی بقیه برسند یک کم یکبهیک بازی نمیکنیم؟
مترادفها: triple O
این واژه را چطور یاد بگیریم؟
یک معنی متناسب با متنی که میخوانید انتخاب کنید. مثال همان معنی را بخوانید و بعد بدون دیدن پاسخ، معنی را به یاد بیاورید.
از معنی تا یادگیری
واژه one-on-one را در لایتنری تمرین کنید
در برنامه واژه را جستجو کنید، برایش یادداشت بنویسید و آن را برای مرور با فلشکارت و جعبه لایتنر نگه دارید.